خرید بک لینک
"بانو" نمی خواهم جز زیبایی و نیکی از تو در خاطرم باشد. روزها می گذرد، همچنان در خاطرم هستی بقول تو حرفهای اطرافیان نامت را که میشنوم غنیمتی می شمارم که حرفی ، حدیثی از "تو" در حرفشان صید کنم رشته ی

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

امروز كه تازه رسيدم از ان خرابشده چيزي متوجه شدم امروز چندين روز هست يكي در ميان و حتي انهم گاهي هست و گاهي نيست كه فقط صبحانه ميخورم كه از آنهم چيزي يادم نيست اينها بخاطر نبودن تو هست بانو؟؟ نميدا

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

"نازنينم" امروز قول دادم به خودم كه تمامت كنم بخاطر دوست داشتنت با همه ي تناقضش با دوست داشتن نمي خواهم ببيني كه به تو مي انديشم كه ذره اي در فكرت جا داشته باشم اين دل كندن سخت مي رنجاند من را انقدر

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

"نازنین " خیالت میل رفتن ندارد گویا تا کاری دست من دیوانه ندهد هر لحظه دلیل می اورد برای امدنش حالت را از برادرت پرسیدم یاد جبران خلیل جبران افتادم بیچاره وقتی برادر ماریا گفته بود که 'این مرد برا

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

بانو زیبا نازنین وقتی گفتی "باختم اسماعیل باختم" نفهمیدن چه سخت است نازنینم خجالت نمیکشم دیگر بگویم "نازنینم" نمیدانم شاید حرام و ممنوع باشد گفتنش ولی فکر میکنم این هم از باور قلبهایی باشد که میگفت

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

امروز كه تازه رسيدم از ان خرابشده چيزي متوجه شدم امروز چندين روز هست يكي در ميان و حتي انهم گاهي هست و گاهي نيست كه فقط صبحانه ميخورم كه از انهم چيزي يادم نيست اينها بخاطر نبودن تو هست بانو؟؟ نميدا

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

شيرين جان باز حرف از توست نازنين ملامت ميكنم خود را عزيز كلمه به كلمه ي صحبتهايي كه نگفتم با تو مرا ازار ميدهد نازنين خدا ميداند برزخ بين گفتن و نگفتن 'شيرين جان نرو' مرا حتي الان هم ميكشد شيرين تر ا

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

"نازنينم بانو" بهار هم دارد تمام ميشود هر چه خود را به بي تفاوتي ميزنم يادت در دلم كم نميشود كه نميشود تو زندگي خود را داري خدا را شكر ظلم كردي بانو ظلم كردم بانو تو به من ظلم كردي من به تو ظلم

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

"عزيز " تابستان هم رساند خودش را به نبودنمان كلافگي كم بود گرماي اين تابستان هم امد تا اذيت نبودنت كش دار شود به واژه ي "يغما" فكر ميكنم نميدانم شايد "جنگ" شايد هيچ واژه اي اينه ي احوالم نباشد اين

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

"نازنین بانو" فکر کردن به اینکه چه چیزی راهمان را جدا کرد و چه چیز مضحکی میشود چیزی که به آن "دلیل" می گویم. خنده دار میشود، مسخره میشود، رنج میشود، ناراحتی میشود و عذاب میشود. و چه دردناک میشود این.

برچسب: نویسنده: نیما شجاعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:17

صفحه بندی